پدر...

۱. سلام!

۲. وبلاگم خیلی غمگین می شه با این پستی که می خوام بزنم و با حال و هوای این روزهای خودم هم اصلا سازگار نیست. اما بذار دلم قدری آروم بگیره...

پدر کوهی است که اگر از دستش بدهی هیچ چیز جایش را نمی گیرد...

خبر فوت پدر یکی از بهترین و بزرگ وارترین دوستانم، به شدت منقلبم کرده.

ریحانه و هانیه ی عزیز!

از خدا براتون طلب صبر می کنم. و دعا می کنم پدرتون لحظه های سختشو به کمک اربابی که همیشه خدمت گزار صدیقش بود،‌ به آسونی بگذرونه.

۳. یا علی!

  
نویسنده : کلبه خانوم ; ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٥